X
تبلیغات
گوشه تنهایی ها

گوشه تنهایی ها

ماییم ونوای بی نوایی/بسم الله اگر حریف مایی

مهمان بی چراغ

تمام جاده های جهان را به جست و جوی نگاهت پیاده پیمودم....

حالا این تو و پینه های پای من.....

در این تراکم تنهایی....

مهمان بی چراغ نمی خواهی؟؟؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391ساعت   توسط مهتابــــ  | 

تخریب

                                                   

همانند پلی بودم برای عبورتــــ

به فکر تخریب نباشــــ

رسیدی دست تکان بدهــــ

خود فرو می ریزمـــ

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1391ساعت   توسط مهتابــــ  | 

خدا

دلم راسپردم به بنگاه دنیا

وهی آگهی دادم اینجا وآنجا

وهرروزبرای دلم مشتری آمد ورفت

وهی این وآن سرسری آمدورفت

ولی هیچ کس واقعا اتاق دلم را تماشا نکرد

دلم قفل بود و کسی قفل قلب مرا وانکرد

یکی گفت چرا این اتاق پراز درد وآه است

یکی گفت چه دیوارهایش سیاه است

یکی گفت چرا نور اینجا کم است

وآن دیگری گفت انگار هرآجرش

فقط از غم وغصه و ماتم است

ورفتند وبعدش دلم ماند بی مشتری

ومن تازه گفتم خدایا تو قلب مرا میخری

وفردای آنروز خدا آمد و توی قلبم نشست

ودر را به روی همه پشت خود بست

ومن روی آن در نوشتم ببخشید برای شما جا نداریم

از این پس به جزء او کسی را نداریم

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت   توسط مهتابــــ  | 

دیریست تنهایم

حریر ابرها را بر کنار افکن

بیااز دور های دور از آنسوی دریا ها

که من دیریست تنهایم

زمستان است در قلبم و من سخت از زمستان می ترسم

بیا از دور های دور

که من دیریست تنهایم .

در شب بی بازگشت آینه

وقت راهی شدن تو

در اندوه باران

صدای گریه تلخ بی اختیارم را فقط باد و باران شنیدند

باز گرد و شب سرد وتاریک مرا

چراغ راه باش ای بهترین .

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت   توسط مهتابــــ  |